گوهر ناب

21ام تیر, 1395

عروسک باربی رو وقتی کلاس سوم بودم شناختم…

دست و پاش ۹۰درجه کج و راست میشد و انگشتای ظریفی داشت..

و این برای من که عاشق چیزهای کوچولو و ظریف (مث خونه کوچیک،ماشین کوچیک) بودم رویا بود…

خونه یکی از دخترهای افه ای فامیل بودیم

که برای آب کردن دل من ، کمد باربی هاشو بهم نشون داد…

باباش وقتی سفرهای دریایی میرفت یکی از اینا رو براش می آورد…

عید اون سال مامانم بعد از اصرار فراوان برام یکی از اونا رو با تمام وسایلش خرید….

اون سال من به تکلیف رسیده بودم و باربی من لباس درست و حسابی نداشت….

مامانم قاطیِ بازی کردن من میشد و میگفت آخه اینکه اینطوری نمیتونه بره بیرون…

و براش یه شلوار و چادر نماز و یه چادر مشکی دوخت با مقنعه….

فکر میکنید چی شد؟

زانوهای باربی ام شکست….

چون با من نماز میخوند و من وقت تشهد برای اینکه روی دو زانو بشینه زانوهاشو تا ته خم میکردم…

و طبعا یک باربی آمریکایی عادتی به دو زانو چهار زانو نشستن نداره و اصلا خمی زانوهاش تا این حد طراحی نشده….

من بعد از اون ۵ -۶ تا باربی دیگه خریدم و همشون بعد از دو روز زانو نداشتند…

داشتم فکر میکردم چقد تحت تاثیر این عروسک بودم؟

مامانم یه کاری کرد که من فک کنم بازیه

ناخناشو با هم کوتاه کردیم چون میرفت مدرسه

لاکاشو پاک کردیم…

موهاشو بافتیم

مث خودم چادر سرش کردم

و نماز جمعه هم میرفت…

مامانم خیلی ساده نذاشت من مث باربی بشم چون باربی مث من شد…

اشتراک گذاری این مطلب!

نگین قم

10ام بهمن, 1393

شهرها انگشترند و “قم” نگین                           قم، هماره حجت روی زمین

تربت قم قبله عشق و وفاست                            شهر علم و شهر ایمان و صفاست

مرقد"معصومه"چشم شهر ما                      مهر او جان های مارا کهربا

دختری از اهل بیت آفتاب                               وارث درّحیاگنج حجاب

در حریمش مرغ دل پر می زند                        هر گرفتار آمده در می زند

هر دلی اینجاست مجذوب حرم                        جان اسیر رشته جود و کرم

دیده پاکان به قبرش دوخته                            عصمت و پاکی از آن آموخته

منبع: تبیان

اشتراک گذاری این مطلب!

حضرت معصومه

10ام بهمن, 1393

باز دلم راهی قم می شود

درحرم امن تو گم می شود

عمه سادات سلام علیک

روح عبادات سلام علیک

اشتراک گذاری این مطلب!

نامه عاشقانه خداوند به تمام بندگان

8ام بهمن, 1393

سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تورا رها کرده ام و نه با تو دشمنی کرده ام” ضحی1-3″

افسوس که هر کس را فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به مسخره گرفتی"یس30″

و از تمام پیامهایم روی برگرداندی"انعام4″

و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام"انبیاء87″

و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری"یونس24″

واین در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری"حج73″

پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرو رفتند و تمام وجودت لرزید گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من شک داشتی"احزاب10″

تا زمین با آن وسعت بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی، که من مهربانترینم در بازگشتن"توبه118″

اشتراک گذاری این مطلب!

حجاب

8ام بهمن, 1393

حجابم یعنی دعای مادرم

یعنی محبت خدایم

اینکه زن باشی و از آبشار های زیبای موهایت لذت ببری ولی آن را بپوشانی…و پنهان کنی تاحتی تار از آن معلوم نباشد!

اینها ارزش یک لحظه نگاه رضایت بخش مادرم زهرا را دارد، که دست دعا بلند کند و بگوید: خدایا! دختران امت پدرم،همه زیبایی ها را داشتند و معیوب و مفلوج و کچل و زشت نبودند ولی برای رضای تو زیبایی هایشان را از نامحرم پنهان کردند…

پس تو محبت کن خودت را در دل هایشان پنهان کن!!!

اشتراک گذاری این مطلب!

 
فراخوان چی شد طلبه شدم